۱۳۸۸ شهریور ۲۱, شنبه

بده بدبد ... چه اميدي ... چه ايماني

هميشه يكي از مسخره كنندگان جدي آدم هايي بوده ام كه شعارهاي كلي و بزك كرده براي اميدواري مي دهند. اما در اين روزها، در دل اين همه خبر بد كه پاياني ندارند، با گوشت و پوست حس كردم ارزش چند هجا و حرف زيباي به هم بافته را، آنگاه كه بوي اميدي ولو كم سو را به مشام انسان مي رسانند. واژه هايي از جنس كلمات نامه ي دكتر سروش.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر