سي سال زير خاكستر بوده ايم بس است ..
مشكلي كه اميدوار بودم تابحال به نحوي حل شده باشد،يا از طريق اعلان هاي رسمي سايت هاي مرجع سبز،يا آقاي سازگارا،مساله ي تشكيل شبكه اي واقعي از آدم هاست كه ارتباطشان محدود به دنياي مجازي نباشد. پيشنهادي كه يكي از دوستان براي بحث شبنامه ها داد دوباره داغم را تازه كرد. كاش بتوانيم راهي واقعي و در عين حال امن (كه ظاهرا بزرگترين مشكل مان است) پيدا كنيم براي شناسايي واقعي (ولو با اسم مستعار) براي اجراي كارهايي عملي مثل همين شبنامه ها.
خودمان را گول نزنيم. من خودم خيلي ها را مي شناسم كه عملا "بي خيال" شده اند و رفتارشان دارد دوباره شبيه هماني مي شود كه در اين سي سال دل مان را مي فسرد. اغلب آدم ها از لحاظ ميزان فعاليت براي كسب اطلاعات دست اول و انتقال آن به ديگران وضع منفعل و اتفاقي اي دارند. اگر كاري نكنيم پشيماني ها خواهد داشت. خيلي ها حتا از تصور گفتن صريح همين حرف ها در دنياي واقعي ابا دارند. به جمع وب گردهاي حرفه اي كه تازه درصد زيادي شان خارج از ايرانند دل خوش نكنيم. سي دي بسيار مفيدي از كليپ هاي ساخته شده از تصاوير جنايات و اتفاقات اين روزها بدستم رسيده كه ديدنش براي قشر كف جامعه از نان شب حياتي تر است. نمي دانم چطور ميشود شبكه اي براي توزيعش ساخت. خواهش مي كنم دست كم همفكري كنيد و نظر اجرايي بدهيد. فقط اشك ريختن پاي مانيتور حق ما نيست. مي دانم كه وضع مان چقدر نا امن است. اعتماد كردني كه به سختي مقدور است. براي همين به حرف آمده ام. حرف عمو محسن راجع به گرو هاي سه نفره خوب است. استفاده از پست هم بد نيست. نياز ما قدري تعهد عملي ست، به انسانيت:
و انسان دشواري وظيفه بود
مشكلي كه اميدوار بودم تابحال به نحوي حل شده باشد،يا از طريق اعلان هاي رسمي سايت هاي مرجع سبز،يا آقاي سازگارا،مساله ي تشكيل شبكه اي واقعي از آدم هاست كه ارتباطشان محدود به دنياي مجازي نباشد. پيشنهادي كه يكي از دوستان براي بحث شبنامه ها داد دوباره داغم را تازه كرد. كاش بتوانيم راهي واقعي و در عين حال امن (كه ظاهرا بزرگترين مشكل مان است) پيدا كنيم براي شناسايي واقعي (ولو با اسم مستعار) براي اجراي كارهايي عملي مثل همين شبنامه ها.
خودمان را گول نزنيم. من خودم خيلي ها را مي شناسم كه عملا "بي خيال" شده اند و رفتارشان دارد دوباره شبيه هماني مي شود كه در اين سي سال دل مان را مي فسرد. اغلب آدم ها از لحاظ ميزان فعاليت براي كسب اطلاعات دست اول و انتقال آن به ديگران وضع منفعل و اتفاقي اي دارند. اگر كاري نكنيم پشيماني ها خواهد داشت. خيلي ها حتا از تصور گفتن صريح همين حرف ها در دنياي واقعي ابا دارند. به جمع وب گردهاي حرفه اي كه تازه درصد زيادي شان خارج از ايرانند دل خوش نكنيم. سي دي بسيار مفيدي از كليپ هاي ساخته شده از تصاوير جنايات و اتفاقات اين روزها بدستم رسيده كه ديدنش براي قشر كف جامعه از نان شب حياتي تر است. نمي دانم چطور ميشود شبكه اي براي توزيعش ساخت. خواهش مي كنم دست كم همفكري كنيد و نظر اجرايي بدهيد. فقط اشك ريختن پاي مانيتور حق ما نيست. مي دانم كه وضع مان چقدر نا امن است. اعتماد كردني كه به سختي مقدور است. براي همين به حرف آمده ام. حرف عمو محسن راجع به گرو هاي سه نفره خوب است. استفاده از پست هم بد نيست. نياز ما قدري تعهد عملي ست، به انسانيت:
و انسان دشواري وظيفه بود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر